بدون عنوان
من در اين وبلاگ درددلهامو مي نويسم. اگه به وبلاگ من سر زدين و مطلبي به نظرتان رسيد خوشحال مي شم بهم بگين
نظر | 1387/11/9
هاله گفت:
سلام ستاره جون
راستش اینجور که شما نوشتی شوهرت چند سال ازت کوچکتره و یه دهه هم دوست بودین خیلی عجیبه و مطمئنا؛ باید بیشتر حواست جمع باشه
اگه دوست داشتی یه پست بذار و کامل از آشنائیتون و ازدواج و .. بنویس
راستش اینجور که شما نوشتی شوهرت چند سال ازت کوچکتره و یه دهه هم دوست بودین خیلی عجیبه و مطمئنا؛ باید بیشتر حواست جمع باشه
اگه دوست داشتی یه پست بذار و کامل از آشنائیتون و ازدواج و .. بنویس
نظر | 1387/11/9
آقاهه و خانمه گفت:
وای وبت تازه تاسیس بود من فکر کردم یه عالمه پست داری ولی وقتی خوندم و دیدم نه چند تا پست بیشتر نیست
ستاره ازدواجی که زن در آن از مرد بزرگتر باشه به نظرت خوبه؟؟ گاهی وقتها واقعا خوبه اما من نمی دونم... شاید چون تجربه اش رو نداشتم اینجوریه
فرزانه رو با وبت آشنا می کنم اون یه معلمه و دو تا هم بچه داره هر چی باشه از من نوپا تجربه اش بیشتره دیگه
ستاره ازدواجی که زن در آن از مرد بزرگتر باشه به نظرت خوبه؟؟ گاهی وقتها واقعا خوبه اما من نمی دونم... شاید چون تجربه اش رو نداشتم اینجوریه
فرزانه رو با وبت آشنا می کنم اون یه معلمه و دو تا هم بچه داره هر چی باشه از من نوپا تجربه اش بیشتره دیگه
بدون شرح
هروقت که دوباره به آغوش خدا برمی گردم احساس تازه ای بهم دست می ده. مثل وقتی که آدم مسواک می زنه.
زندگی همونطور پیش میره که ما بخوایم . ( نه میخوایم )
برای تبادل لینک نظر بدید