بدون عنوان
من در اين وبلاگ درددلهامو مي نويسم. اگه به وبلاگ من سر زدين و مطلبي به نظرتان رسيد خوشحال مي شم بهم بگين
در ادامه داستان قبلي حميد طلبكار شد كه اون مطلب را او لو نداده و من بهش تهمت زدم
يه شب دعوامون شد و ....................
حميد هم دست بزن پيدا كرده و هم چيز پرت مي كنه
تو رو خدا بگين چكارش كنم؟
آيا عذرخواهي زبانيشو بپذيرم؟
به مادرش جريان را بگم؟
به خانواده خودم بگم؟
لجبازي كنم و كش بدم؟
برم پي زندگي خودم؟
چه كار كنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
نظر | 1387/12/9
مریم گفت:
وای خدا نکنه عزیزم.چی شده؟
نباید بهش گیر بدی بابا.مردا زود قاطی می کننا!نذار احترامتون بشکنه.اگر گفت من نبودم .بگو باشه و تمامش کن تا به وقتش یا اصلا فراموش کن.اینقدر ارزش داشت که اینجوری بشه؟؟؟
همون که دوست قبلی گفت.مردا فقط با زبون عزیزم جونم آروم میگیرن.ببین یه مرد از کار میاد خسته استُشاید دعواش شده باشه اونروز.تو باید هیچی نگیییییی/بعضی وقتا سکوت بهترین کلام.
من تو یاهو ادت میکنم .
ناراحت نباش گلم.حل میشه.فقط نرم باش و سربه سرش نذار.اینکه به کسی هم بگی یا نه بستگی به خودت داره ولی اگر میدونی مامانش بدونه ممکنه حل شه .بگو ُچرا که نه.بذار این دسته گلشو خوب بشناسه نه فقط تو خوشیا.
به خدا توکل کن.
میبینمت گلم

نباید بهش گیر بدی بابا.مردا زود قاطی می کننا!نذار احترامتون بشکنه.اگر گفت من نبودم .بگو باشه و تمامش کن تا به وقتش یا اصلا فراموش کن.اینقدر ارزش داشت که اینجوری بشه؟؟؟
همون که دوست قبلی گفت.مردا فقط با زبون عزیزم جونم آروم میگیرن.ببین یه مرد از کار میاد خسته استُشاید دعواش شده باشه اونروز.تو باید هیچی نگیییییی/بعضی وقتا سکوت بهترین کلام.
من تو یاهو ادت میکنم .
ناراحت نباش گلم.حل میشه.فقط نرم باش و سربه سرش نذار.اینکه به کسی هم بگی یا نه بستگی به خودت داره ولی اگر میدونی مامانش بدونه ممکنه حل شه .بگو ُچرا که نه.بذار این دسته گلشو خوب بشناسه نه فقط تو خوشیا.
به خدا توکل کن.
میبینمت گلم
نظر | 1387/12/10
نوک طلا و مخمل گفت:
سلام ستاره جونم
ممنون که به خونه ی مادربزرگه اومدی و مهمون من و مخمل شدی ولی گلم چرا نظرت رو راجع به آپ ما نگفتی؟
در هر صورت ممنون که بهمون سر زدی
به نظر من عذرخواهیشو قبول کن و جریان رو کش نده
چون با لجبازی و کش دادن فقط کدورت عمیق تر میشه و هیچ فایده ای نداره
با مهربونی باهاش صحبت کن و سعی کن اون رو به سمت خودت بکشونی تا با تو احساس راحتیه بیشتری کنه
توی پست اولت خوندم که گفتی شوهرت ازت چند سالی کوچیکتره
طوری باهاش صحبت کن که حس نکنه به خاطر بزرگتر بودن میخوای چیزی رو بهش به زور نسبت بدی
سعی کن باهاش رابطه ای نزدیک به وجود بیاری که حس کنه تو واقعا تنها مونس و همدم واقعیش هستی
فعلا جریان رو به خانواده ها اطلاع نده و بین خودتون حلش کنین
اون اگه اصرار به ازدواج با تو داشت حتما؛ دوستت داره و نمیخواد که اذیتت کنه و این اتفاقات عمدی نیست
کلید دل مردها مهربونیه
تو میتونی خودت به بهترین نحو زندگیت رو اداره کنی و با شوهرت زندگیه خوب و خوشی داشته باشی
امیدوارم مشکلاتتون هر چه سریعتر برطرف شه و عشقتون نسبت به هم بیشتر و بیشتر شه
گلم بازم بهم سر بزن خوشحال میشم

ممنون که به خونه ی مادربزرگه اومدی و مهمون من و مخمل شدی ولی گلم چرا نظرت رو راجع به آپ ما نگفتی؟
در هر صورت ممنون که بهمون سر زدی
به نظر من عذرخواهیشو قبول کن و جریان رو کش نده
چون با لجبازی و کش دادن فقط کدورت عمیق تر میشه و هیچ فایده ای نداره
با مهربونی باهاش صحبت کن و سعی کن اون رو به سمت خودت بکشونی تا با تو احساس راحتیه بیشتری کنه
توی پست اولت خوندم که گفتی شوهرت ازت چند سالی کوچیکتره
طوری باهاش صحبت کن که حس نکنه به خاطر بزرگتر بودن میخوای چیزی رو بهش به زور نسبت بدی
سعی کن باهاش رابطه ای نزدیک به وجود بیاری که حس کنه تو واقعا تنها مونس و همدم واقعیش هستی
فعلا جریان رو به خانواده ها اطلاع نده و بین خودتون حلش کنین
اون اگه اصرار به ازدواج با تو داشت حتما؛ دوستت داره و نمیخواد که اذیتت کنه و این اتفاقات عمدی نیست
کلید دل مردها مهربونیه
تو میتونی خودت به بهترین نحو زندگیت رو اداره کنی و با شوهرت زندگیه خوب و خوشی داشته باشی
امیدوارم مشکلاتتون هر چه سریعتر برطرف شه و عشقتون نسبت به هم بیشتر و بیشتر شه
گلم بازم بهم سر بزن خوشحال میشم
نظر | 1387/12/10
لیلای منتظر گفت:
به نظر من اصلا لزومی نداشت بعد از دعوت اون دوست تو بهش گیر بدی که چرا رفتی گفتی . برفرض اگر هم گفته باشه لابد با طرف اونقدر صمیمی بوده که روش شده بگه . بنابراین تو کار اشتباهی می کنی اگه بخوای این موضوع رو کشش بدی . سعی کن یه خورده مسائل رو خیلی جدی نگیری و بی خیال قضیه بشی .
نظر | 1387/12/10
*عسلی و آقای همسر* گفت:
سلام دوستم
شرمنده دیر اومدم .. راستش الان نیم ساعته رسیده ام خونه .. به پی سی دسترسی نداشتم
گلم باید توجه میکردی که چطور بهش میگی .. برفرض که اون به دوستش ناراحتیه تو رو گفته باشه .. که این نشون میده دوس نداره از این مسئله ناراحت باشی وگرنه چنین حرفی رو زدن به دوست سخته و اون به خاطر تو گفته ..(البته شاید هم راست بگه و نگفته باشه)
هر مردی روی کلماتی حساسه .. مثلا همسریه من روی این جملات :{تو منو درک نمیکنی..من برات کم اهمیتم}حساسه .. ۲ بار اینا از دهنم در رفت ؛یه بلوایی به پا کرد ! .... احتمالا تو هم جملاتی رو به کار بردی که اون روشون حساس بوده ..نحوه ی گفتنت هم مهم بوده .. احتمالا جوری باهاش حرف زدی که اونم مقابلت جبهه گرفته
بعدشم خانومی لزومی نداره یه چیزو هی کش بدی .. حالا مثلا خیلی مهمه که اون خودش به دوستش گفته یا دوستش اتفاقی این کارو کرده ؟!؟!؟!الان مثلا اگر حمید بگه کار من بوده ؛تغیره مهم و خوبی توی زندگیتون پیش میاد ؟!؟!؟
مسائل رو بزرگ نکن خانومم
ووی! من چقد حرفیدم
شاد باشی
شرمنده دیر اومدم .. راستش الان نیم ساعته رسیده ام خونه .. به پی سی دسترسی نداشتم
گلم باید توجه میکردی که چطور بهش میگی .. برفرض که اون به دوستش ناراحتیه تو رو گفته باشه .. که این نشون میده دوس نداره از این مسئله ناراحت باشی وگرنه چنین حرفی رو زدن به دوست سخته و اون به خاطر تو گفته ..(البته شاید هم راست بگه و نگفته باشه)
هر مردی روی کلماتی حساسه .. مثلا همسریه من روی این جملات :{تو منو درک نمیکنی..من برات کم اهمیتم}حساسه .. ۲ بار اینا از دهنم در رفت ؛یه بلوایی به پا کرد ! .... احتمالا تو هم جملاتی رو به کار بردی که اون روشون حساس بوده ..نحوه ی گفتنت هم مهم بوده .. احتمالا جوری باهاش حرف زدی که اونم مقابلت جبهه گرفته
بعدشم خانومی لزومی نداره یه چیزو هی کش بدی .. حالا مثلا خیلی مهمه که اون خودش به دوستش گفته یا دوستش اتفاقی این کارو کرده ؟!؟!؟!الان مثلا اگر حمید بگه کار من بوده ؛تغیره مهم و خوبی توی زندگیتون پیش میاد ؟!؟!؟
مسائل رو بزرگ نکن خانومم
ووی! من چقد حرفیدم
شاد باشی
نظر | 1387/12/10
مژده گفت:
سلام ستاره جون تو زندگی مشترک این مسایل پیش میاد نباید به خاطر این چیزای کوچیک زندگی از هم بپاشه میدونم ته دلت ناراحتی ولی به رو خودت نیار سعی کن قلب بزرگی داشته باشی و این موضوعو دیگه کش ندی و دربارش صحبت نکنی چون فقط اذیت میشی مردها با ما زن ها فرق میکنن به قول خودشون دارای غروری هستند که خیلی براشون مهمه نباید جریحه دار بشه در عفو بخششی است که در انتقام نیست
صبور باش و قوی زندگیتو حفظ کن
صبور باش و قوی زندگیتو حفظ کن
نظر | 1387/12/11
آقاهه و خانمه گفت:
خواستم برات کلی حرف بزنم نشد
آقاهه اومده و باید برم
فردا صبح می یام و برات می نویسم
بابای
آقاهه اومده و باید برم
فردا صبح می یام و برات می نویسم
بابای
نظر | 1387/12/12
آقاهه و خانمه گفت:
یه چیزی که نظر شخصیه
همیشه فکر می کردم و البته در حال حاضر هم می کنم که در زندگی هایی که زن از مرد بزرگتر باشه همیشه باید چنین انتظاراتی رو داشت چرا ؟؟
چون شاید روزهای اول تب عشق باشه و .. ولی کم کم زندگی عادی می شه و برای مرد قابل قبول نخواهد بود کههمسرش از خودش بزرگتر باشه
البته این نظرمنه نمی دونم شایدم اینجوی نباشه ...
اما برای این حرفات
من فکر می کنم هیچ وقت نمی شه اشتباه کسی رو بخشید شاید در ظاهر اینجور باشه اما در باطن
مثلا من خودم اولین باری که آقاهه اعلام کرد منو نمی خواد اونم به خاطر یه ایراد که من ازش گرفته بودم هیچ وقت یادم نمی ره
یا اون روزی که توی بحثمون حرف از طلاق و .. شد فکر نکن همه تو زندگیشون شادن و غما فقط مال توست
وانمود به شادی می شه
اگر چه سخته ولی ببخش به روی خودت نیار
به هیچ کس هم چیزی نگو
ادم باید مشکلاتش رو خودش حل کنه نه دیگران
تا بحثی بینتون جدی نشده هیچ وقت به بقیه نگو
من و آقاهه خیلی دعوا داشتیم و گاهی وقتها هم داریم اما از اون هیچ وقت هیچ کس باخبر نشده
همیشه خوشی هامون رو دیدن و برای همین همیشه دور و بری هامون میگن ما دوست داریم زندگی مون مثل آقاهه و خانمه باشه در حالی که اونا ظاهر رو می بینن
اگر یه روزی یه جایی داشت تمام مسائل تکرار می شد اگرچه همه ادما راه بازگشت دارن ولی به نظر من یه ادم عاقل و عاشق یه اشتباه رو دوبار تکرار نمی کنه مگر قصد و منظوری داشته باشه
مثلا من اگه می دونم اقاهه بدش می یاد من لباس روشن بپوشم با اینکه یه بار دیده و گفته اینکار رو نکن بازم تکرار کنم و تکرار و تکرار و تکرار
به نظرت این تکرارا چه معنی ای می تونه داشته باشه
وقتی دوستش دارم به خاطر همون دوست داشتن حرفش رو گوش می دم
بهش اهمیت بده
نذار فکر کنه چون ازش بزرگتری میخوای ریاست کنی و قصد امر و نهی داری
اجازه بده تو بعضی مسائل تصمیم گیرنده اصلی باشه حتی اگه بشه تو نظرت رو نگی و با یه هر چی شما صلاح می دونی موضوع رو به اون واگذار کنی
ببخش خیلی حرف زدم
البته حرفهای بدرد بخوری هم که نمیگم فقط تجربه هام رو می نویسم همین و بس ...
همیشه فکر می کردم و البته در حال حاضر هم می کنم که در زندگی هایی که زن از مرد بزرگتر باشه همیشه باید چنین انتظاراتی رو داشت چرا ؟؟
چون شاید روزهای اول تب عشق باشه و .. ولی کم کم زندگی عادی می شه و برای مرد قابل قبول نخواهد بود کههمسرش از خودش بزرگتر باشه
البته این نظرمنه نمی دونم شایدم اینجوی نباشه ...
اما برای این حرفات
من فکر می کنم هیچ وقت نمی شه اشتباه کسی رو بخشید شاید در ظاهر اینجور باشه اما در باطن
مثلا من خودم اولین باری که آقاهه اعلام کرد منو نمی خواد اونم به خاطر یه ایراد که من ازش گرفته بودم هیچ وقت یادم نمی ره
یا اون روزی که توی بحثمون حرف از طلاق و .. شد فکر نکن همه تو زندگیشون شادن و غما فقط مال توست
وانمود به شادی می شه
اگر چه سخته ولی ببخش به روی خودت نیار
به هیچ کس هم چیزی نگو
ادم باید مشکلاتش رو خودش حل کنه نه دیگران
تا بحثی بینتون جدی نشده هیچ وقت به بقیه نگو
من و آقاهه خیلی دعوا داشتیم و گاهی وقتها هم داریم اما از اون هیچ وقت هیچ کس باخبر نشده
همیشه خوشی هامون رو دیدن و برای همین همیشه دور و بری هامون میگن ما دوست داریم زندگی مون مثل آقاهه و خانمه باشه در حالی که اونا ظاهر رو می بینن
اگر یه روزی یه جایی داشت تمام مسائل تکرار می شد اگرچه همه ادما راه بازگشت دارن ولی به نظر من یه ادم عاقل و عاشق یه اشتباه رو دوبار تکرار نمی کنه مگر قصد و منظوری داشته باشه
مثلا من اگه می دونم اقاهه بدش می یاد من لباس روشن بپوشم با اینکه یه بار دیده و گفته اینکار رو نکن بازم تکرار کنم و تکرار و تکرار و تکرار
به نظرت این تکرارا چه معنی ای می تونه داشته باشه
وقتی دوستش دارم به خاطر همون دوست داشتن حرفش رو گوش می دم
بهش اهمیت بده
نذار فکر کنه چون ازش بزرگتری میخوای ریاست کنی و قصد امر و نهی داری
اجازه بده تو بعضی مسائل تصمیم گیرنده اصلی باشه حتی اگه بشه تو نظرت رو نگی و با یه هر چی شما صلاح می دونی موضوع رو به اون واگذار کنی
ببخش خیلی حرف زدم
البته حرفهای بدرد بخوری هم که نمیگم فقط تجربه هام رو می نویسم همین و بس ...
فاجعه.......................
میتونم بپرسم شوهرت چند سالشه؟ خودت؟
اما به نظرم این جور مسائل که خودت میتونی حلشون کنی پای خانواده هارو وسط نکش آخه هم از خودت هم شوشوت بی حساب میشن
این مردای خودخواه و فقط باید با زبون عزیزم قربونت بشم راه ببری اگه با هاشون لج کنی بدتر میشن
موفق باشی خبرم کن منتظزتم مواظب خودت باش